فصل آفتاب
این فصل،فصل ماست .فصل آفتاب نو
یا میتوانید فولادی با طولی مشخص انتخاب کنید، در زمان رهایی از نجیبزادگی، میتوانید که اگر باد موافق باشد، در عصر هواپیما، میتوانید پرواز کنید همانطور که در آغاز گفتم، راههای پر زحمتی هست
تاسحرای شمع بربالین من ـ امشب ازبهرخدابیدارباش سایه ی غم ناگهان بردل نشست ـ رحم کن،امشب مراغمخوارباش کام امیدم به خون اغشته شد ـ تیرهای غم چنان بردل نشست کاندر این دریای مست زندگی ـ کشتی امیدمن برگل نشست اه،ای یاران به فریادم رسید ـورنه مرگ امشب به فریادم رسد ترسم ان شیرین تر ازجانم ز راه ـ چون به دام مرگ افتادم رسد گریه وفریاد بس کن شمع من ـ بردل ریشم نمک دیگرمپاش قصه ی بیتابی دل،پیش من ـ بیش ازاین دیگرمگوخاموش باش جزتوام ای مونس شبهای تارـ درجهان دیگرمرایاری نماند زان همه یاران به جزدیدارمرگ ـ باکسی امید دیداری نماند همدم من،مونس من،شمع من ـ جزتوام دراین جهان غمخوارکو؟ واندر این صحرای وحشت زای مرگ ـ وای برمن،وای برمن،یارکو؟ واندراین زندان امشب شمع من ـ دست خواهم شستن ازاین زندگی تاکه فرداهمچوشیران بشکنند ـ هستی ام زنجیرهای بندگی Cat Stevens - Wild World یک آهنگ شنیدنی از خواننده پر سر و صدای دهه هفتادی کت استیونس که البته کسی دیگر او را با این نام نمی شناسد و همه او را فقط با یک نام صدا می زنند: یوسف اسلام آهنگ عاشقانه جهان وحشی (Wild World)
یکی از بهترین های یوسف اسلام است که آن را قبل از ایمان آوردن به اسلام
خوانند و با آن مشهور شد و بلافاصله پس از ارائه در صدر پر فروش ترین آهنگ
ایستاد. البته کت استیونس چندی پس از
ضبط این آهنگ مسلمان شد و نام خود را به یوسف و فامیل خود را به اسلام
تغییر داد و تا سال 2006 هیچ آلبوم دیگری ارائه نداد.البته او امسال پس سال
ها دوری در سری کنسرت های Live Earth دوباره کنسرت دادن را تجربه کرد. (متن ترانه) Now that I’ve lost everything to you But if you wanna leave, take good care Chorus: You know I’ve seen a lot of what the world can do But if you wanna leave, take good care Chorus: Baby, I love you Chorus: I’ll always remember you like a child, girl
خدایاکفرنمیگویم بریشانم چه میخواهی توازجانم مرا بی انکه خود خواهم اسیرزندگی کردی خداوندااگر روزی زعرش خودبه زیر ایی لباس فقر بوشی وغرورت را برای تکه نانی به زیربای نامردان بیاندازی وشب اهسته وخسته تهیدست وزبان بسته به سوی خانه بازایی زمین واسمان راکفرمیگویی نمیگویی؟؟ خداوندا اگر در روز گرماگیر تابستان تنت برسایه ی دیوار بگشایی لبت برکاسه ی مسی قیراندود بگذاری وقدری انطرف تر عمارتهای مرمر بینی و اعصابت برای سکه ای این سو و ان سو در روان باشد زمین و اسمان را کفر میگویی نمیگویی؟ خداوندا اگر روزی بشر گردی زحال بندگانت باخبر گردی بشیمان میشوی ازقصه خلقت از این بودن از این بدعت خداوندا تو مسوولی خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است چه رنجی میکشد ان کس که انسان است و از احساس سرشار است مثلا یه لیوان آب بخوایم چی می گیم؟ پسرخاله: خودمون می ریم آب می خوریم، برای بقیه هم میاریم - نه، مثلا بخوایم بگیم این شیرینی رو به من بده - خودمون بلند می شیم بر می داریم به بقیه هم تعارف می کنیم - نه، یه کلمه ای بگو که محبت شما رو به من نشون بده - می خوای برم نون بگیرم؟ می خوای برم نفت بگیرم؟ آب بیارم؟ - نه نه… قبل از اینکه بگیم این شیرینی رو به من بده، می تونیم یه کلمه قبلش بگذاریم. بگیم: «عزیزم، ممکنه شیرینی رو به من بدی؟» - بله بفرما. بفرما. من خودم باید زودتر می فهمیدم شیرینی می خوای، بهت می گفتم. بفرمایین بفرمایین.
و صدای پای مرگ که میآید… دیگر چیزی را نمیشنوم! —————————————– گفتی بیا زندگی خیلی زیباست! سالی سالی در معبرِ قتلِ عام سالی
میتوانید وادارش کنید الواری را بِبَرَد
تا نوک تپه، و میخکوبش کنید.
برای انجام صحیح این کار،
شما نیاز دارید به جمعی از مردمِ صندل به پا،
خروسی که بانگ سر بدهد،
خرقهای برای تشریح اندام، کمی سرکه
و مردی برای کوبیدن میخها سر جایشان.
که به شیوهای سنتی شکل داده شده، تراش یافته،
و سعی کنید فرو کنیدش در قفسی فلزی که او به تن دارد.
اما برای این کار، شما نیاز دارید به اسبهای سفید،
درختهای انگلیسی، مردانی با تیر و کمان،
حداقل دو پرچم، یک شاهزاده،
و یک قصر که در آن ضیافت بگیرید.
گازهایی بر او بدمید. اما در این صورت، شما نیاز دارید
به چند متر از خاک گل آلود، تقسیم شده به چند گودال،
و نیازی به ذکر نیست که پوتینهایی سیاه، چالههای بمبها،
مقدار بیشتری خاک، آفت طاعون موشها، دو جین آواز
و چند کلاهِ گِردِ ساخته از فولاد،
چند متر بالای سرِ قربانی
و از شرش خلاص شوید
با فشار یک شاسی.
در این صورت، تمام چیزی که احتیاج دارید
یک اقیانوس است، دو نظام حکومتی، دانشمندان ملت،
چند کارخانه، یک قاتل دیوانه
و زمینی که هیچکس برای سالهای مدید
به آن احتیاج نداشته باشد.
برای کشتن انسان. سادهترین، بیواسطهترین، و تمیزترینش
همین که ببینید او جایی در میانه قرن بیستم زندگی میکند
و همانجا رهایش کنید.

You say you wanna start something new
And it’s breakin’ my heart you’re leavin’
Baby, I’m grievin’
I hope you have a lot of nice things to wear
But then a lot of nice things turn bad out there
Oh, baby, baby, it’s a wild world
It’s hard to get by just upon a smile
Oh, baby, baby, it’s a wild world
I’ll always remember you like a child, girl
And it’s breaking my heart in two
Because I never wanna see you a sad girl
Don’t be a bad girl
I hope you make a lot of nice friends out there
But just remember there’s a lot of bad and beware
Oh, baby, baby, it’s a wild world
It’s hard to get by just upon a smile
Oh, baby, baby, it’s a wild world
I’ll always remember you like a child, girl
But if you wanna leave, take good care
I hope you make a lot of nice friends out there
But just remember there’s a lot of bad and beware
Oh, baby, baby, it’s a wild world
It’s hard to get by just upon a smile
Oh, baby, baby, it’s a wild world
کاش آلان آغوش گرمت سر پناه خستگیم بوددو تا چشمات پر از اندوهواسه دل شکستگیم بودآرزوم اینه که دستام توی دستای تو باشهتنگیه این دل عاشق با نوازش تو واشه کاش آلان آغوش گرمت سر پناه خستگیم بوددو تا چشمات پر از اندوهواسه دل شکستگیم بودآرزوم اینه که دستام توی دستای تو باشهتنگیه این دل عاشق با نوازش تو واشهواسه چیخدا نخواستهمن تو آغوشتو باشمقول میدم با داشتن تو هیچ غمی نداشته باشمهمه هستی قلبم تو دو حرف خلاصه میشهعشق تو بودن با تودو نیاز زندگیشهپرم از ترانه ی تو گر چه واژه ها حقیرن خوبه وقتی نیستی پیشماونا دستمو میگیرنراز عشق من و هیچ کس غیر مهتاب نمیدونهتنها شاهد واسه غصه، گریه و تنهاییم اونه وای اگر من این نبودم کاش میشد پرنده باشمتا از این دور بودن از تو بتونم بلکه رها شم یه پرنده شم شبونهبکشم پر به خیالتبرسم به لونه توبگیرم سر زیر بالتزندگیم رنگ خدا بوداگه تنها تو رو داشتماگه میشد واسه گریهرو شونت سر میگذاشتم
مثل آدم ها بود و همیشه یه نوع لباس می پوشید. کم کم عشقش هم به اون علاقه مند شدولی این واسه فرشته قصه ما اصلا خوب نبود.چون عشق نزدیکی میاره و فرشته ما نمی تونست به عشقش نزدیک بشه یا حتی اونو لمس کنه. بالاخره فرشته قصه ما با کسی آشنا شد که قبلا فرشته بوده ولی الان تبدیل به آدم شده.حالا فرشته قصه ما می تونه تبدیل به آدم بشه ولی باید با جاودانگی خداحافظی کنه.حالا فرشته ما بین دو راهی عشق و جاودانگی قرار گرفته و باید یک راه را انتخاب کنه.بالاخره تصمیمشو می گیره و عشق را انتخاب می کنه و با جاودانگی تا ابد خداحافظی می کنه.حالا اون تبدیل به آدم شده.حالا به آرزوش رسیده.حالا می تونه عشقش رو در آغوش بگیره.اونو ببوسه و شب رو با اون صبح کنه....امروز صبح اولین شبی است که اون با عشقش سحر کرده.ولی امروز بدترین روز برای اون هستش چون عشقش در اثر یک تصادف میمیره.حالا فرشته سابق قصه ما نه عشقشو داره نه جاودانگی را.در دوران فرشتگی دوستی داشت که همیشه همراهش بود.بعد از مرگ عشقش دوستش ظاهر می شه و ازش می پرسه:ارزشش رو داشت؟
فرشته قصه ما می گه: <یک بار بوسیدن او به تمام عمرم می ارزد
نوروز
بیچلچله بیبنفشه میآید،
بیجنبشِ سردِ برگِ نارنج بر آب
بی گردشِ مُرغانهی رنگین بر آینه.
نوروز
بیگندمِ سبز و سفره میآید،
بیپیغامِ خموشِ ماهی از تُنگِ بلور
بیرقصِ عفیفِ شعله در مردنگی.
نوروز
همراهِ بهدرکوبی مردانی
سنگینی بارِ سالهاشان بر دوش:
تا لالهی سوخته به یاد آرد باز
نامِ ممنوعاش را
و تاقچهی گناه
دیگر بار
با احساسِ کتابهای ممنوع
تقدیس شود.
شمعهای خاطره افروخته خواهد شد.
دروازههای بسته
بهناگاه
فراز خواهد شد
دستانِ اشتیاق
از دریچهها دراز خواهد شد
لبانِ فراموشی
به خنده باز خواهد شد
و بهار
در معبری از غریو
تا شهرِ خسته
پیشباز خواهد شد.
آری
بیگاهان
نوروز
چنین
آغاز خواهد شد.
| Design By : Night Melody |



